بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

بهشت ارغوان | حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

ختم صلوات

ختم صلوات به نیت سلامتی و تعجیل در ظهور امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

طبقه بندی موضوعی

حیا دو گونه است: یکی پسندیده و دیگری ناپسند. حیای ناپسند آن حالتی است که انسان را از رشد و کمال یابی و رسیدن به حقوق بازمی دارد و یا باعث تضییع حقوق دیگری می گردد. چنین صفتی در روایات اسلامی به شدت تقبیح گردیده است... (12)

و همچنین در آداب همسرداری آمده است که حیا دو گونه متصور است: یکی مطلوب و دیگری مذموم و نامطلوب. حیای مذموم آن حالتی است که یکی از زوجین را در استیفای حقوق طرف مقابل بازدارد و قید و بندی شود در مسائل زوجیت و سایر امور مربوطه... لذا حضرت امام باقر علیه السلام می فرمایند:

زن خوب، زنی است که در خلوت با شوهرش حیا را نیز از تنش خارج کند، و سپس در شرایط عادی، حیا را نیز مانند لباس به اندامش بپوشاند. (13)

حضرت فاطمه علیها السلام در طول مدت شوهرداری خود با امیرالمؤمنین، در هیچ فرصتی حریم آن حضرت را نادیده نگرفت و در مورد شخصیت آن بزرگوار کوتاهی نکرد. تا جایی که امیرالمؤمنین در این باره می فرمایند:

«فواللَّه ما اغضبتها... و لا اغضبتنی و لا عصت لی امرا و لقد کنت انظر الیها فتنکشف عنی الهموم و الاحزان» (14)؛

سوگند به خدا زندگی با صفای من و فاطمه علیها السلام طوری بود که نه من او را به خشم آوردم و نه او مرا به خشم آورد و نافرمانی کرد، حتی غصه های دیگرم با حضور او و تماشای جمالش برطرف می گردید.

این حدیث شریف که از دل آتشین علی علیه السلام در فراق فاطمه علیها السلام برخاسته است، نشان می دهد که دختر رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله تا چه میزانی در اطاعت شوهر بود و کوچکترین اسائه ادب از او دیده نشد.

در اظهار دیگری از امیرالمؤمنین می خوانیم که آن حضرت زن و بچه هایش را در وضع بسیار اسفناک (گرسنگی) دید، به فاطمه علیها السلام گفت: چرا از وضع خود و درد گرسنگی بچه هایم مرا آگاه نساخته ای؟ فاطمه علیها السلام در جواب فرمودند:

«یا ابالحسن! انی لاستحیی من الهی ان اکلفک ما لاتقدر علیه!» (15) ؛

یا اباالحسن! من از خدایم شرم و حیا می کنم تو را به کاری بگمارم که قدرت تهیه آن را نداری.

اگرچه تأمین رفاه زندگی زن و بچه برای شوهر در حد معمول واجب است، ولی روح ایثارگری خاندان رسالت و ولایت در تمام ابعاد زندگی، باعث شده بود که خانواده امیرالمؤمنین پیوسته در فقر و پریشانی به سر برند و لذا فاطمه از وضع مالی شوهرش آگاه بود، و می دانست که وی قدرت تهیه مایحتاج خانه را ندارد. از این جهت شرم و حیای فاطمه علیها السلام که از ایمان و اعتقاد او به خدا سرچشمه می گرفت می گوید: «من از خدایم شرم می کنم...»

 


(12) بحارالانوار، ج 77، ص 149؛ ج 71، ص 331؛ ج 78، ص 242.

(13) وسائل الشیعة، ج 14، ص 16، ح 10.

(14) عوالم، ج 11، ص 328؛ جلاءالعیون، ج 1، ص 170؛ بحارالانوار، ج 43، ص 134.

(15) بحارالانوار، ج 43، ص 59، ح 51؛ عوالم، ج 11، ص 158؛ جلاءالعیون، ج 11، ص 137.

فاطمه زهرا علیها السلام در خانه یکی از افراد عادی اجتماع زندگی نمی کرد بلکه در خانه دومین شخص اسلام یعنی سپهسالار شجاع و نیرومند اسلام و وزیر مشاور مخصوص نبی گرامی زندگی می کرد. موقعیت حساس اسلام و شوهرش را به خوبی درک می کرد و می دانست که اگر شمشیر علی علیه السلام نباشد، اسلام چندان پیشرفتی ندارد. فاطمه علیها السلام در یکی از مواقع بسیار حساس و بحرانی اسلامی در خانه علی زندگی می کرد. سپاه اسلام همیشه در حال آماده باش بود. در هر سال چندین جنگ واقع می شد و علی بن ابی طالب علیه السلام در تمام یا اکثر آن جنگها شرکت داشت.

زهرای عزیز از مسئوولیت سنگین و حساس خودش خبر داشت و از حدود تأثیر و نفوذ زن در روحیه شوهر کاملاً مطلع بود. می دانست که زن دارای چنان نفوذ و قدرتی است که به هر طرف خواست شوهرش را می برد. می دانست که ترقی و عقب ماندگی و سعادت و بدبختی مرد تا حد زیادی، به روحیات و چگونگی رفتار زن بستگی دارد. خبر داشت که خانه به منزله سنگر و آسایشگاه مرد است و وقتی از میدان مبارزات زندگی و برخورد با حوادث و مشکلات دنیای خارج خسته شد به آن جا پناه می برد تا تجدید نیرو کند و خودش را برای کار و انجام وظیفه آماده نماید و ریاست این آسایشگاه مهم به عهده زن واگذار شده است.

به همین جهت اسلام شوهرداری را در ردیف جهاد قرار داده است.

موسی بن جعفر علیهما السلام می فرماید: جهاد زن این است که خوب شوهرداری کند. (1)

زهرا علیها السلام می دانست که سپهسالار نیرومند و شجاع اسلام در صورتی در میدان نبرد پیروز می گردد که از جهت اوضاع داخلی خانه، فکرش آزاد و از تشویقات و مهربانیهای همسرش دلگرم باشد. از این رهگذر می توان گفت: هنگامی که سپهسالار فداکار اسلام یعنی علی بن ابی طالب علیه السلام با تنی خسته و کوفته، از میدان نبرد به خانه بازمی گشت از مهربانی ها و دلگرمی ها و نوازش های همسر عزیزش کاملاً برخوردار می شد. زخم های تنش را پانسمان می کرد. لباس های خون آلود جنگ را می شست و خبرهای جنگ را از او می شنید.

فاطمه علیها السلام زنی نبود که در گوشه منزل به ادامه زندگی داخلی مشغول باشد و از حوادث و اوضاع مربوط به اسلام بی تفاوت بگذرد. بلکه از گوشه هائی از تاریخ استفاده می شود که در جریان امور مربوط به اسلام بوده و بالاخص به حوادث جبهه و جنگ کاملاً عنایت داشته است. نه تنها پدر و شوهرش را تشویق می نموده بلکه در مواقع لزوم در صحنه حضور داشته و کارهائی را انجام می داده است.

در تاریخ نوشته اند: بعد از جنگ احد، وقتی فاطمه صورت خون آلود پدر را دید او را در بغل گرفت، گریه می کرد و خونها را از چهره پدر پاک می کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام آب آورد و فاطمه صورت پدر را می شست، ولی خون قطع نمی شد، سرانجام فاطمه قطعه حصیری را سوزاند و خاکسترش را روی زخم ریخت تا خون قطع شد. (2)

و نوشته اند وقتی رسول خدا از جنگ احد برگشت شمشیرش را به فاطمه داد و فرمود: خون هایش را بشوی. علی بن ابی طالب علیه السلام نیز شمشیرش را به فاطمه داد و فرمود: خون هایش را بشوی. (3)

فاطمه علیها السلام، همیشه شوهرش را تحسین و تشویق می کرد و فداکاری ها و شجاعت هایش را می ستود و بدینوسیله دلش را گرم و برای جنگ آینده آماده اش می نمود. بوسیله نوازشهای بی شائبه، تن خسته و جراحات بدنش را تسکین می داد.

علی علیه السلام می فرماید: وقتی به خانه می آمدم و به زهرا علیها السلام نگاه می کردم تمام غم و غصه هایم بر طرف می شد. (4)

فاطمه علیها السلام هرگز بدون اجازه علی علیه السلام از خانه خارج نشد. هیچگاه او را غضبناک نکرد. زیرا می دانست که اسلام می گوید: هر زنی که شوهرش را غضبناک کند خدا نماز و روزه اش را قبول نمی کند تا این که شوهرش راضی شود. (5)

فاطمه در خانه علی هرگز دروغ نگفت و خیانت نکرد و هیچگاه از دستوراتش سرپیچی ننمود. علی علیه السلام می فرماید: به خدا سوگند هرگز کاری نکردم که فاطمه علیها السلام غضبناک شود. فاطمه هم هیچگاه مرا خشمناک ننمود. (6)

علی بن ابی طالب علیه السلام، در آخرین ساعات وداع زهرا بدین مطلب اعتراف کرد، زهرا در آخرین ساعات زندگی خویش به علی گفت: پسر عمو! هرگز مرا دروغگو و خائن نیافتی. از روزی که با من معاشرت کردی با دستورات تو مخالفت نکردم.

علی علیه السلام در پاسخ فرمود: ای دختر پیغمبر! معاذ اللَّه که تو در خانه من بد رفتاری نموده باشی. زیرا مراتب خداشناسی و نیکوکاری و پرهیزکاری و بزرگی و خداترسی تو به حدی است که جای ایراد و خرده گیری نیست. همسر عزیزم! مفارقت و جدایی از تو برای من بسی ناگوار است ولی مرگ را چاره ای نیست. (7)

چون فکر حضرت علی علیه السلام از جهت اوضاع داخلی خانه کاملاً آزاد بود و از تشویقهای همسرش بهره مند می شد آن همه موفقیت و پیروزی برایش امکان پذیر بود.

اما مبادا خیال شود که علی بن ابی طالب علیه السلام از آن مردان خودخواهی بوده که هزاران امید و انتظار از همسرش داشته باشد ولی برای خودش مسئوولیتی قائل نباشد و خود را مالک الرقاب مطلق زن و او را همانند بنده زر خرید بداند. علی علیه السلام می دانست که در همان موقعی که او در میدان کارزار شمشیر می زده همسرش نیز در سنگر داخلی اسلام به جهاد مشغول بوده. در غیاب او تمام کارهای داخلی و خارجی خانه بر عهده زهرا علیها السلام بوده است. غذا می پخته، لباس می شسته، بچه داری می کرده، در تربیت اطفال جدیت می نموده، در آن بحران قحطی و سختی زمان جنگ، برای تأمین غذا و سایر حوائج زندگی تلاش می کرده، از جهت حوادث و اخبار جنگ ناراحتی ها دیده انتظارها کشیده است. و به طور خلاصه خانه ای را اداره می کرده که اداره آن از اداره یک کشور چندان آسان تر نیست. علی بن ابی طالب علیه السلام حس می کرد که سرباز فداکار داخلی نیز محتاج به دلجویی و تشویق و نوازش است. وقتی وارد خانه می شد از اخبار داخل خانه و از رنج و مشقت های زهرا علیها السلام جویا می شد. آن پیکر خسته را نوازش می داد و بوسیله دلداری و مهربانی های بی شائبه، قلب پژمرده او را تسکین می بخشید، در مورد سختی های زندگی و فقر و تهیدستی دلداریش می داد و برای ادامه کار و زندگی نیرویش می بخشید. علی علیه السلام می دانست به همان مقدار که مرد به اظهار محبت و اخلاص و قدردانی زن نیازمند است، زن نیز بدانها احتیاج دارد. آن دو همسر نمونه اسلام هر یک به وظائف خویش عمل می کردند و نمونه ای از اخلاق عالی اسلام بودند.

مگر نه اینست که پیغمبر اکرم صلّی اللَّه علیه و آله در شب زفاف به علی علیه السلام فرمود: همسر تو بهترین زنان جهان است. و به فاطمه علیها السلام فرمود: شوهر تو بهترین مردان عالم است؟ (8)

مگر پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله نفرمود: اگر علی نبود برای فاطمه همسر لایقی وجود نداشت. (9)

مگر نه این است که حضرت علی در بامداد شب زفاف به پیامبر عرض کرد: فاطمه بهترین عون و یاور من است در اطاعت پروردگار جهان؟ (10)

فاطمه علیها السلام از پدرش روایت کرده که فرموده: بهترین مردان شما افرادی هستند که نسبت به همسرانشان بیشتر احسان و مهربانی کنند. (11)

 


(1) وافی، کتاب نکاح، ص 114.

(2) انساب الاشراف، ج 1، ص 324.

(3) سیره ابن هشام، ج 3، ص 106.

(4) مناقب خوازمی، ص 256.

(5) وافی، کتاب نکاح، ص 114.

(6) مناقب خوارزمی، ص 256.

(7) بحارالانوار، ج 43، ص 191.

(8) بحارالانوار، ج 43، ص 132.

(9) کشف الغمة، ج 2، ص 98.

(10) دلائل الامامة، ص 7.

(11) بحارالانوار، ج 43، ص 117.

بنابر نقل مورخین مراسم ازدواج حضرت زهرا علیها السلام مراسمی عمومی و با حضور توده مردم بوده است. در این مراسم علاوه بر توده مردم و حضور آنان و ملاحظه اصل شادمانی و سرور در شب عروسی خواص مدینه از زنان و مردان شرکت داشتند. پیامبر بزرگوار در هنگام حرکت کاروان عروس از خانه پیامبر، فاطمه علیها السلام را سوار بر شهباء نمود و به زنان ضمن دستور به رعایت مسائل اخلاقی و پرهیز از لغوگوئی و معصیت خدا توصیه به خواندن اشعار و سرودهای شادی گروهی در مدح فاطمه زهرا علیها السلام نمودند. به همین دلیل چندین زن در این مراسم سرودهای شادی سرودند که از جمله آنهایند ام سلمه، حفصه، عایشه و معاذه.

به هنگام سرودن این اشعار، زنان نخست هر بیت را تکرار می کردند و تکبیرگویان وارد خانه شدند، بعد رسول خدا به دنبال علی علیه السلام فرستاده او را به مسجد دعوت کرد و سپس فاطمه علیها السلام را فرا خواند، دست او را گرفته در دست علی علیه السلام گذارده فرمود: خداوند در دختر رسول خدا برکت و خیر قرار دهد!

در روایتی دیگر آمده است:

حضرت دست فاطمه علیها السلام را در دست علی علیه السلام گذارده فرمود: ای اباالحسن! این ودیعه خداوند و ودیعه رسول او در نزد توست. خدا را در نظر داشته باش و نیز علاقه مرا در مورد او در نظر داشته باش. (9)

 


(9) فاطمه زهرا علیها السلام شادمانی دل پیامبر، ص 633.

پیامبر صلی اللّه علیه و آله به دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار فرمود:

فاطمه علیها السلام را همراهی کنید! شادی کنید! شعر بخوانید، تکبیر زنید، و خداوند را ستایش کنید و مبادا سخنی بگویید که خداوند راضی نباشد، (7)

ناگهان صدای دایره از مجلس بلند شد و پیامبر صلی اللّه علیه و آله آن را شنید، پرسید این صدای چیست؟ ام سلمه گفت: ای رسول خدا! اسماء دایره می زند! با این کارش می خواهد فاطمه علیها السلام را شاد کند تا مبادا احساس بی مادری کند.

پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله دستش را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! همان گونه که اسماء دخترم را خوشحال می کند، در قلب او شادی افروز!

سپس اسماء را صدا زد و فرمود: صدای دف تو چه معنایی دارد؟ گفت: نمی دانم ما فقط می خواهیم شادی بیافرینیم. فرمود: مواظب باش موسیقی آن ناسزا نباشد. (8)

 


(7) مناقب، ج 3، ص 354.

(8) دعائم الاسلام، ج 2، ص 206، ح 752.

مرحوم ابن شهر آشوب میگوید: پیامبر صلی اللّه علیه و آله خود شخصا وارد مجلس زنانه شدند و دستور دادند دف نواخته شود "و دخل حجره النساء و امر بضرب الدف" (مناقب؛ ج 3، ص 351) در اینکه زدن دف در عروسی مانعی ندارد روایات فراوانی است، پیامبر صلی اللّه علیه و آله بارها سفارش کردند و فرمودند : "فرق بین النکاح و السفاح بالدف"؛ فرق ازدواج و زنا، زدن دف است.

لذا بعضی از فقها نواختن دایره، را در عروسی بلا اشکال دانستهاند. رجوع کنید به: شرح لمعه، ج 1، ص 273؛ جواهر، ج 22، ص 49. و در مورد روایات مراجعه کنید به بحارالانوار، ج 103، ص 217، ح 15؛ ص 275، ح 32؛ ج 19، ص 109.

میهمانان به خوبی اطعام شدند و مراسم ولیمه پایان پذیرفت و وقت آن رسید که بانوی بزرگوار اسلام به خانه ی شوهر برود، قبلاً پیغمبر دستور داده بود فاطمه را زینت کرده و معطر کنند، و چون خواستند فاطمه را ببرند رسول خدا صلی اللّه علیه و آله ظرف آبی خواست و دو سوره آخر قرآن «معوذتین» را بر آن خواند، و سپس قدری از آن را در دهان مبارک گردانید و دوباره در ظرف ریخت و فاطمه را در سمت چپ و علی را در سمت راست خود نشانید و مقداری آب به بدن زهرا و مقداری بر بدن علی پاشید و در حق آنها دعا کرده چنین گفت:

«اللهم انهما منی و انا منهما، اللهم کما اذهبت عنی الرجس و طهرتنی تطهیرا فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا» (4) .

سپس دنبال آن فرمود:

«قوما الی بیتکما جمع الله بینکما و بارک فی سیرکما و اصلح بالکما» (5) .

و بر طبق روایات اهل سنت (6) اضافه بر کلمات فوق جملات زیر را نیز که مادر مریم برای او از خدا خواست اضافه کرد و درباره ی فاطمه گفت:

«اللهم انی اعیذ ها بک و ذریتها من الشیطان الرجیم»؛

خدایا! من او و فرزندانش را از شیطان رانده درگاه در پناه تو قرار میدهم.

نظیر همین دعا را درباره علی علیه السلام کرده سپس درباره هر دوی آنها گفت:

«جمع الله شملهما، و اطاب نسلهما، و جعل نسلهما مفاتیح الرحمة و معادن الحکمة و امن الامة»؛

خدا پراکندگی کارشان را بر طرف کند، و نسلشان را پاک گرداند، و فرزندانشان را کلیدهای رحمت و معدنها ی حکمت و وسیله امان و امنیت امت قرار دهد.

به هر صورت این مراسم هم پایان پذیرفت و رسول خدا دست زهرا را در دست علی علیه السلام نهاده فرمود:

«بارک الله لک فی ابنة رسولالله یا علی نعم الزوجة فاطمة و یا فاطمة نعم البعل علی»؛

علی جان! خداوند دختر رسول او را بر تو مبارک گرداند، فاطمه خوب همسری است، و ای فاطمه! علی هم خوب شوهری است.

و در حدیث دیگری است که هنگام خداحافظی با آنها دم در ایستاد و گفت:

«طهرکما و طهر نسلکما، انا سلم لمن سالمکما و حرب لمن حاربکما، استودعکما الله و استخلفه علیکما»؛

خدا شما و نسل و فرزندانتان را پاک و پاکیزه گرداند، من با هر کس که با شما در صلح و دوستی باشد در صلح و دوستی هستم و با هر کس که با شما دشمن باشد دشمنم، به خدایتان می سپارم و او را سرپرست شما قرار می دهم.

این جمله در حدیث امالی شیخ (ره) آمده که به آن دو فرمود: به سوی منزل خویش بروید ولی کاری نکنید تا من بیایم.

 


(4) خدایا! این دو از منند و من از آن دو هستم، خدایا همان گونه که پلیدی را از من دور کرده و به خوبی پاکیزه ام کردی پلیدی را از این دو نیز دور گردان و به خوبی پاکیزه شان فرما.

(5) برخیزید به سوی خانه تان، خدا میان شما را گرد آورد، و در زندگی شما برکت دهد و مشکلات شما را اصلاح کند.

(6) در متن آن دعایی که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله در آن شب درباره فاطمه و علی کرد بیش از چهل حدیث از طریق اهل سنت آمده که بسیاری از آنها جملات فوق ذکر شده و برای اطلاع بیشتر به کتاب احقاق الحق، ج 10، ص 419- 405 مراجعه شود.

در احادیث متعدّدی وارد شده و نیز مورّخین ثبت کرده اند:

چون جشن عروسی حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها برگزار شد و خواستند که آن عروس بی همتا را به خانه سعادت و بخت ببرند، جبرئیل، میکائیل و اسرافیل علیهما لسلام به همراه هفتاد هزار فرشته در مشایعت آن عروس شرکت کردند.

پس مرکب حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله را که به نام دُلدُل معروف بود آوردند و عروس را برآن سوار نمودند.

و لِجام آن را جبرئیل علیه السلام در دست گرفت و اسرافیل کنار مرکب مواظب عروس بود و میکائیل نیز مشک و عنبر دود می کرد.

هنگام حرکت عروس از منزل پدر به سوی منزل سعادت یعنی خانه شوهر جبرئیل تکبیر می گفت و دیگر همراهان و مشایعت کنندگان نیز می گفتند: «اللّه اکبر».

و از همان زمان بود که شعار تکبیر و صلوات در مجالس عروسی و جشن های مذهبی مرسوم گردید.

در برخی از روایات گفته شده که در شب عروسی، یک ظرف شیر توسّط حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله برای عروس و داماد فرستاده شد و فرمود که آن را بیاشامند.

و در بعضی دیگر از روایات چنین آمده است که صبح عروسی، خود حضرت رسول برای عروس و داماد شیر آورد و فرمود: بیاشامید.

صبح عروسی، پدر عروس جهت دیدار داماد و عروس به منزل ایشان تشریف آورد و ضمن تبریک و تهنیت و بیان تذکّراتی به هر دو نفر، فرمود: فاطمه جان! تو را به شخصی شوهر دادم، که سرور تمام صالحان و نیکان دنیا و آخرت می باشد.

سپس خطاب به داماد کرد و فرمود: این دخترم بسیار عزیز است، پس هر که او را گرامی دارد، مرا گرامی داشته و هر که به او توهین نماید، مرا توهین کرده است.

و نیز فرمود: خداوند، زمین را مهریّه و صداق دخترم فاطمه قرار داد؛ پس هر که روی زمین راه رود و مخالف وی باشد، همانا غاصب خواهد بود. (3)

 


(3) بحارالا نوار، ج 43، ص 137- 145؛ احقاق الحقّ، ج 19، ص 134- 136.

زنان پیغمبر فاطمه را زینت کردند، عطر و بوی خوش بر او پاشیدند. پیغمبر علی علیه السلام را احضار کرد و در جانب راست خودش نشانید. فاطمه علیها السلام را نیز در طرف چپ نشانید. سپس عروس و داماد را به سینه خودش چسباند. پیشانی هر دو را بوسه داد. دست نوعروس را گرفت و در دست داماد گذاشت. به علی علیه السلام فرمود: فاطمه همسر خوبی است. و به فاطمه علیها السلام فرمود: علی شوهر خوبی است.

سپس به زنان فرمود: عروس و داماد را با شور و شادی به حجله ببرید ولی چیزی نگویید که خدا ناراضی گردد.

زنان پیغمبر با شور و شادی، اللَّه اکبر گویان، فاطمه و علی را تا حجله عروسی مشایعت نمودند. رسول خدا نیز از عقب رسید و وارد حجله شده دستور داد ظرف آبی حاضر کردند، قدری از آبها را بر بدن فاطمه پاشید و دستور داد با بقیه آن وضو بگیرد و دهانش را بشوید. بعداً ظرف آب دیگری طلبید، قدری از آن را بر تن مبارک علی علیه السلام پاشید و دستور داد با بقیه آن دهانش را بشوید و وضو بگیرد. سپس روی عروس و داماد را بوسید. دست به جانب آسمان برداشت و گفت: خدایا! این عروسی را مبارک گردان و نسل پاک و پاکیزه ای از ایشان به وجود آور.

وقی خواست از حجله خارج شود فاطمه علیها السلام دامنش را گرفت و گریه کرد. فرمود: دختر عزیزم! من ترا به بردبارترین و دانشمندترین مردم تزویج کردم.

سپس برخاست و تا درب حجله آمد. چوب در را با دو دست مبارک گرفت و فرمود: خدا شما و نسلتان را پاک و پاکیزه گرداند. با دوستان شما دوست هستم و با دشمنانتان دشمن. اکنون وداع می کنم و شما را به خدا می سپارم.

آن گاه درب حجله را بست و به زنان فرمود: به منزلهای خودتان بروید، و کسی اینجا نماند.

تمام زنها متفرق شدند.

وقتی پیغمبر خواست خارج شود دید یکی از زنها باقی مانده است.

پرسید: کیستی؟ مگر نگفتم باید همه خارج شوید؟

عرض کرد: من اسماء هستم. شما فرمودید خارج شوید، اما من در این جهت معذورم. زیرا هنگام رحلت خدیجه در خدمتش بودم، دیدم گریه می کند. عرض کردم: آیا شما هم گریه می کنید؟ با این که بهترین زنان جهان و همسر رسول خدا هستی و به تو وعده بهشت داده است. فرمود: گریه من از این جهت است که می دانم هر دختری شب زفاف محتاج به زنی است که محرم اسرارش باشد و حوائجش را برطرف سازد. من از دنیا می روم ولی می ترسم فاطمه ام در شب زفاف محرم راز و کمک حالی نداشته باشد. در آن وقت من به خدیجه گفتم. اگر تا شب زفاف فاطمه علیها السلام زنده ماندم قول می دهم که نزدش بمانم و برایش مادری کنم. وقتی پیغمبر نام خدیجه را شنید بی اختیار اشکش جاری شد و فرمود: تو را به خدا برای همین جهت ماندهای!

عرض کرد: آری.

پیغمبر فرمود: پس به وعدهات عمل کن. (2)

 


(2) بنابر بعض روایات، در روز چهارم که پیغمبر به خانه فاطمه تشریف برد اسماء را ملاقات نمود. در هر صورت داستان اسماء را بسیاری از تاریخ نگاران نوشته اند و آن را به اسماء بنت عمیس نسبت داده اند. ولی اگر اصل داستان صحت داشته باشد، درباره اسماء بنت عمیس صحیح نیست. زیرا اسماء بنت عمیس همسر جعفر بن ابیطالب بوده و جعفر یکی از کسانی است که به اتفاق همسرش به حبشه هجرت نمود و بعد از جنگ خیبر مراجعت کرد. بنابراین مسلماً در شب زفاف فاطمه در مدینه نبوده است. پس آن زن یا اسماء بنت یزید بن سکن انصاری بوده یا سلمی بنت عمیس خواهر اسماء و زن حمزة بن عبدالمطلب بوده است. به هر حال، چنان که صاحب کشف الغمة می نویسد در نقل این داستان برای روات اشتباهی رخ داده است.

در امالی شیخ طوسی آمده:

روایت شده است که عروسی علی و فاطمه علیها السلام بعد از بازگشت علی از جنگ بدر و در اوایل ماه شوال، در حالی که 16 روز از وفات رقیه خواهر حضرت فاطمه می گذشت واقع شد. و روایت شده که این امر در روز سه شنبه ششم ذی حجه واقع شده است. (1)

 


(1) امالی طوسی، ج 1، ص 42؛ بشارة المصطفی صلی الله علیه و آله، ص 267.

حضرت زهرا علیها السلام در لحظه های آغازین زندگی زناشویی غنچه لب را به ستایش شوهر نمونه اش امام علی علیه السلام گشود و به شناساندن آن بزرگمرد پرداخت و فرمود:

«أضْحَی الفِخارُ لَنا وَ عِزٌّ شامِخٌ

وَ لَقَدْ سَمُونا فِی بَنِی عَدْنانِ»؛

افتخار و عزت والا از آن ما شد و ما در میان فرزندان عدنان سربلند شدیم.

«نِلْتَ العُلا وَ عَلَوْتَ فِی کُلِّ الْوَری

وَ تَقاصرتْ عَنْ مَجْدِکَ الثَّقَلانِ»؛

تو به بزرگی و برتری رسیدی و از همه آفریده ها والاتر شدی و جنّ و انس از عظمت تو عقب ماندند.

«أعْنِی عَلِیّاً خَیْرَ مَنْ وَطَأَ الثَّری

ذَالمجْدِ وَ الْأِفْضالِ وَ الْإِحْسانِ»؛

مقصودم علی است، بهترین کسی که گام بر خاک نهاده، بزرگوار و دارای احسان و نیکی.

«فَلَهُ المَکارِمُ والمَعالِی وَ الْحِبا

ما ناحَتِ الْأَطْیارُ فِی الْأَغْصانِ»

والایی های اخلاقی و بزرگی ها از آن اوست، تا آنگاه که مرغان بر شاخه ها به ترنّم مشغولند. (1)

 


(1) نهج الحیاة، ص 184.

برای زن در رسیدگی به وضع ظاهریش به خاطر همسرش سزاوار نیست که به خود و سر و وضعش نرسد ولو به این که گردن بندی را در گردن خویش بیاویزد و نیز پسندیده نیست که دستش را بدون رنگ رها کند ولو این که مختصر حنایی بگذارد، گرچه سالخورده باشد.

در زندگی فاطمه زهرا علیها السلام آمده است که ام سلمه میگوید: از حضرت زهرا علیها السلام پرسیدم: آیا عطر و بوی خوش ذخیره کرده ای؟

فرمود: آری.

رفت و شیشه عطری آورد و مقداری در کف دست من ریخت. بوی خوشی داشت که هرگز نشنیده بودم. گفتم: این عطر خوشبو را از کجا تهیه کرده ای؟

فرمود: این عطر مُشکی است که از بال و پَر جبرئیل فرو ریخته است. (1)

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به عمار یاسر مأموریت داد برای شب عروسی حضرت زهرا علیها السلام عطرهای خوشبو تهیه نماید،

عمار یاسر می گوید: عطر خوبی تهیه کرده به منزل فاطمه علیها السلام بردم فرمود: «یا اَبَاالْیَقَظانِ ما هذَا الطّیْبُ؟»؛

ای عمار یاسر! این عطر چیست؟

گفتم: پدرت رسول خدا صلی الله علیه وآله مرا امر کرد تا فراهم نمایم. (2)

 


(1) نهج الحیاة، ص 170.

(2) نهج الحیاة، ص 170؛ دلائل الامامة، ص 26؛ کتاب عوالم، ج 11، ص 334، باب 5.




خـــانه | درباره مــــا | سرآغاز | لـــوگوهای ما | تمـــاس با من

خواهشمندیم در صورت داشتن وب سایت یا وبلاگ به وب سایت "بهشت ارغوان" قربة الی الله لینک دهید.

کپی کردن از مطالب بهشت ارغوان آزاد است. ان شاء الله لبخند حضرت زهرا نصیب همگیمون

مـــــــــــادر خیلی دوستت دارم